این مصاحبه را خوب بخونید - کارشناسی ارشد آی تی
X
تبلیغات
رایتل

کارشناسی ارشد آی تی

برای همه ی کنکوری های ارشد آی تی

این مصاحبه را خوب بخونید

سلام

شاید یه کم دیر باشه اما میتونه توی درس خوندن خیلی بهتون کمک کنه...

این برگرفته از سایت خوب مانشت هست.


مصاحبه با رتبه ۸ معماری ،۳۱ هوش، ۵۱ نرم افزار



مصاحبه با رتبه ۸ گرایش معماری،۳۱ هوش،۵۱ نرم افزار رشته مهندسی کامپیوتر سال ۹۱

بنام خدا
موفقیت شما را مجددا"در آزمون کارشناسی ارشد،تبریک میگم.بسیاری از داوطلبین شرکت کننده در این آزمون مایلند راه و روش شما را برای غلبه بر سد کنکور ارشد بدونند.پاسخهای شما در سالهای آینده برای بسیاری از داوطلبان مفید و مورد استفاده خواهد بود.
از اینکه لطف میکنید و سوالات مصاحبه را ،که سوالات جمع قابل توجهی از دوستان شما در مانشت هست جواب میدین بسیار ممنونم.اگرچه سوالات زیاد بنظر میرسه ولی بعضی جوابهای کوتاه و یک کلمه ای دارند. با اینحال پاسخ به سوالات اختیاری است و میتونید بعضی که دوست ندارید را جواب ندید یا فقط یک قسمتهای دلخواهش را جواب بدید.



مانشت:۱- اگه مایلید خودتون را معرفی کنید(نام و نام خانوادگی) و بگید متولد چه سالی هستید و اهل کدام شهرید؟ رتبه و رشته و گرایشتون را هم بفرمایید.

سلام دوستان عزیز.
مجید زرین کلاه هستم. متولد ۶۶ اهل شیراز. با رتبه ۸ گرایش معماری،۳۱ هوش،۵۱ نرم افزار رشته مهندسی کامپیوتر سال ۹۱


مانشت:۲- در چه رشته ای کارشناسی گرفتید؟ تمام شده یا در حال تحصیل هستید؟آیا کارشناسی پیوسته خوندید یا کاردانی و بعد کارشناسی؟

من مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز خوندم.کارشناسی پیوسته بودم. درسام به جز کاراموزی و پروژه تمام شده.


مانشت:۳- با اجازه تون برگردیم به دوران نوجوانی و حتی کودکی ،چی شد که اومدین کارشناسی این رشته؟ چطوری وارد دوره کارشناسی شدین؟ یعنی با علاقه و شناخت این رشته را انتخاب کردین یا انتخابتون اول دانشگاه بود بعد رشته؟

دوست دارم صادقانه هر چی هست بگم. بدون ترس. بدون کلاس گذاشتن.دوست ندارم لباس رسمی بپوشم و در برنامه ها چندین جمله عربی تکرار کنم و جوری صحبت کنم که فکر کنید من از شما جدا هستم.دوست ندارم مثل خط دکترا واستون نسخه بنویسم که فکر کنید ما خاص هستیم.ما همه مثل همیم. و خدا همه ما رو یه جور آفریده و سپاس خدا که این اختیار رو از ما انسان ها نگرفته که هر راهی که دوست داشته باشیم و بریم. اگه راه رو درست انتخاب کنیم وتلاش کنیم حتما موفق خواهیم شد.
دوران کودکی با شادی گذشت.خواهرم دبیر ریاضی بود. از کودکی واسم معما های ریاضی می آورد و وقتی من حل می کردم ذوقم می کرد. این باعث شد وقتی به مدرسه رفتم در همان ابتدا یک سرو گردن از بقیه در ریاضی بالاتر باشم. می خواستم ریاضی دان شوم. در ابتدایی یه دفتر داشتم و واسه خودم فرمول کشف می کردم اما متاسفانه تمام چیزهایی که کشف می کردم رو تو دوره دبیرستان و راهنمایی و به یه فرم دیگه می دیدمشون. این دفتر ها ادامه پیدا کرد. دوره راهنمایی عضو انجمن معلمان ریاضی استان فارس شدم .دوره دبیرستان به نجوم و فیزیک و ماورا طبیعه علاقه مند بودم و نظریه پردازی می کردم.عضو انجمن نجوم و اختر شناسی شیراز بودم. از کودکی عاشق فوتبال بودم. داداش بزرگم اون زمان در تیم ملی نوجوانان بود و الگوی من. سوم دبیرستان به دلیل بیماری سینوزیت نتونستم فوتبال رو ادامه بدم و آغاز شکوفایی علمی شکل گرفت.بیش از ۳۰ لوح تقدیر در عرض یک سال. ابتدا المپیاد فیزیک آزمایشگاهی دو مرحله در ناحیه اول شدم.مسابقات علمی اول شدم. المپیاد ریاضی مرحله یک کشوری تنها کسی بودم در ناحیه که از مدرسه عادی قبول شدم.مقاله های فیزیک وشیمی که می نوشتم مقام میآورد. خلاصه این که به هر چه علاقه مند می شدم جذبش می کردم. کنکور سراسری چیزی نبود که دوستش داشته باشم.وقت زیادی را ازت می گرفت و نتیجه کوتاه مدتی که باعث شادی ات شود نمیداد. اما مجبور بودم.از پیش دانشگاهی شروع کردم. درصد های تخصصی خیلی خوب بود اما درصد های عمومی پایین.پدرم بازنشسته ارتش بود و آن زمان حقوقی ناچیز و امروز نیز با ۴ فرزند و عروس و داماد حقوقی ۵۰۰ هزار تومانی دارد.هزینه شبانه را نداشتم و با رتبه ۳۹۰۰ پشت کنکوری شدم و خسته کننده ترین سال زندگی آغاز شد.می خواستم رتبه یک شوم. هنوز درس را شروع نکرده بودم که عاشق شدم و این سخت ترین چیز در کل زندگی ام بود که جذبش کردم. یه عقد زود هنگام در ترم های اولیه دانشگاه.درس هایم را یک ماهه خواندم. رتبه ام شد ۲۰۰۰ هزار. مهم رشته ام نبود. مهم اول شهر بود و بعد دانشگاه و زندگی. واسه رشته انتخاب چندم من بود. من حتی کامپیوتر نداشتم.این دوران قبل از دانشگاه من بود.


مانشت:۴- کدام دانشگاه کاردانی و کارشناسی را تحصیل کردین؟

دانشگاه شیراز مهندسی کامپیوتر رو گرفتم.


مانشت:۵- در کارشناسی چطور دانشجویی بودید؟ از اونا که همیشه نمره خوبه کلاسند؟یا معمولی بودید؟ یا درسها را بر اساس علاقه میخوندید نه بخاط معدل یعنی از یک درس خوشتون میومد خوب میخوندین و بیست میگرفتین و یکی را دوست نداشتید فقط پاسش میکردید .


در کارشناسی می خواستم عالی باشم. اصلا از معدل و این چیز ها هم آگاه نبودم که اینقدر مهمه.یه بار گفتند میان ترم.گفتم شاید مثل مستمر یه چیز الکی باشه همه خراب شد. پایان ترم جبران کردم ولی استادا جمع کردند و میانگین گرفتند و در کل معمولی بودم.


مانشت:۶- از کی به کنکور ارشد فکر کردید؟اصلا" ادامه تحصیل از ابتدای ورود به دانشگاه ، تو برنامه تحصیلی تون بود یا نه؟

قبل از اینکه به دانشگاه بیام خیلی امید داشتم به آینده. در دانشگاه امید های من نقش بر آب شد.می خواستم ثابت کنم ما اون چیزی نیستیم که شما فکر می کنید. این بزرگترین انگیزه ام بود.مسائل و فشار های دیگری هم وجود داشت که من رو در این راه مصمم تر می کرد با ارشد می شد چند سالی از این مسائل دور باشم یعنی بزرگترین قاتل زمان برای جوان ها ،سربازی اجباری.
کنکور ارشد چیزی نبود که بهش فکر کنم.دوست داشتم زود تر شاغل شوم. در دوره ی دانشگاه تدریس می کردم اما خیلی از پولامو خوردند.بعداً دیدم با این معدل به هیچ جا نمی رسم و استرس سربازی یک وقت تلف کردن واقعی و دوری از خانواده باعث شد واسه کنکور بخونم. زیاد هم درس نخوندم اما روش خاص خودم رو داشتم که حتما توضیحشو واستون می گذارم شاید به دردتون بخوره.


مانشت:۷- آیا وقتی تصمیم گرفتید ارشد شرکت کنید همین رشته میخواستید امتحان بدید یا گرایش دیگری ولی بعدا" وقتی به برنامه ریزی رسیدین نظرتون این رشته و گرایش شد؟

من می خواستم قبل از رسیدن به سوال های تخصصی بار خودم رو ببندم.سال قبل در گرایش معماری بهتر عمل کرده بودم به خاطر همین بعد از هوش روی معماری و سپس نرم افزار تلاش خودمو کردم.زیاد به گرایش فکر نمی کردم. تو کنکور ۹۱ خیلی وقت اضاف آوردم. ولی الان به خاطر دوستانی که تو شریف دارم مثل شهریار که از بچه های همین سایت مانشت هست می خوام برم هوش.


مانشت:۸- میشه درصدها تون را در هر درس بگید. اگه بیش از یک رشته هم کنکور دادین هر دو را بگید.اگه المپیادشرکت کردید یا سال دوم یا سوم یا ... هست که برای ارشد امتحان میدید بفرمایید.

آره کارنامه هامو ضمیمه می کنم.


ارشد ۹۰ : دوستان این کارنامه ارشد ۹۰ من هست.حدوده ۲ ماهی درس خوندم و بهترین دستاوردم قوی شدن پایه ام بود. شما نیز از دیدن کارنامه هاتون در موارد مشابه به خود امیدوار باشید.ما خیلی برتر و بزرگتر از این هستیم که یک کارنامه ظرفیت ما را نشان دهد.
    

ارشد ۹۱: انگیزه ، تلاش و انتخاب یک روش درست باعث شد نتیجه ای خوب بگیرم. من در این کنکور به اندازه ی کافی آماده بودم.سر جلسه کنکور خیلی وقت اضاف آوردم.به جز سیستم عامل و زبان که مطمئن نبودم.احتمال می دادم درصد هام بالای ۷۰ درصد بشن. مطمئن بودم با یه خورده تخصصی از هر درس رتبه تک رقمی میارم. خواستم یه رکورد جدید بزنم تو همه گرایش ها. اما متاسفانه یه اشتباه جابجایی گزینه تو محاسبات عددی داشتم. زبان شد ۶ . ۴ تای سیستم عامل هم اشتباه از آب درآمد .در هر حال از وضعیت خودم خیلی راضی هستم. شاید هوش یا نرم زیر ۱۰ نشدم اما سوادش رو دارم و این رو در باز هم آینده ثابت می کنم.
    


مانشت:۹- بنظرتون چقدر درس خوندن تو دانشگاهی که شما درس خوندین برای پایان ترم و برای کنکور با هم تفاوت داره یا شبیه هست به بیان دیگه بنظرتون تو دانشگاه شما بچه های موفق در تحصیل کارشناسی شانس بیشتری واسه ازمون ارشد دارن یا نه اصلا" این دو نوع درس خوندن متفاوت را می طلبه؟

راستش خیلی فرقشه.انسان هایی که معدل بالایی دارن به جز سهمیه معدل دلیلی بر موفقیت در کنکور ندارن.به نظرم بعضی از انسان ها یک بعدی هستند و در یک زمینه و یک مسیر حرکت می کنند.خیلی از معدل بالایی های امروز ما هم از این قاعده مستثنی نیستند ودر آخر باید در محیط های آکادمیک بمانند چون کار دیگری بلد نیستند. 


مانشت:۱۰- از کی دقیقا" برای کنکور ارشد برنامه مطالعاتی گذاشتید ، از کی شروع کردید،آیا سر همون وقتی که در برنامه پیش بینی کرده بودین شروع کردین؟ برنامه تون چند ماهه بود؟ آیا وقفه ای هم پیش اومدمثلا" اتفاقی چیزی که مجبور شید برنامه را عوض کنید؟

از مهر ماه . برنامه من خیلی قابلیت تغییر داشت. اذیتم نمی کرد. برنامه من حدود ۴/۵ ماه بود. وقفه های چند روزه پیش می آمد اما مشکل از خستگی در زندگی ، نگرانی به وضعیت آینده ، نبود کار ، هزینه ازدواج ، رفتن به سربازی اجباری و این چیز ها بود که بعد از چند روز استراحت خودم رو مجبور می کردم که ادامه بدم تا ببینم خدا چی می خواد.


مانشت:۱۱-برنامه تون ثابت بود یا هر از گاهی تا نزدیکای کنکور اصلاحش کردین ؟ اگه اصلاح کردین اصلاحات جزئی بود یا کلی؟

کلیات برنامه کامل و تعریف شده و مرحله به مرحله بود اما در جزییات زمانبندی ها تغییر می کرد. در ضمن جمعه ها هم یک سوپاپ امنیت واسه چیزهایی بود که ممکن بود عقب افتاده باشم تو هفته اما زیاد استفاده نکردم. من با روش خودم ۱۰ روز زودتر از موعد برنامه هام تمام شد و حوصله ام سر رفت و به شدت انتظار کنکور را می کشیدم.


مانشت۱۲: بعضی درسها تو آزمون ارشد تاثیر و نمره بیشتری دارن و توجه بیشتری بهشون میشه . شما هم همینکار را کردین؟منظورم توجه به بودجه بندی درسها برای آزمون ارشد هست.

معلومه که آره اما مشترک چیزی هست که تست هاش زیاد سخت نیست و ممکنه همه خوب بزنند. من امسال به جز تست های سیستم عامل که عجیب بودند و همه رو غلط زدم، از بقیه درسا رو هم ۳ تا غلط نداشتم. به خاطر همین مانور من روی ریاضی بود همچنین دروس تخصصی رو زیاد زوم نکردم چون مطمئن نبودم چه گرایشی بخوام برم. به میکرو پروسسور آرم علاقه داشتم ومعماری رو دوست داشتم .برنامه نویسی رو دوست داشتم و نرم افزار رو مناسب می دیدم و هوش رو به خاطر زمینه های مقاله و ... دوست داشتم. سر جلسه کنکور واسه همه چیز وقت اضاف داشتم وهمه چیزو زدم.اما حیف ۳۰ دقیقه وقت که برای زبان گذاشتم شد ۶%.


مانشت:۱۳-آیا هنگام برنام ریزی تو ذهنتون بود که مثلا" تو یه درس خاص ضعیفید و تو یه درس قوی و به درسهای مختلف بر این اساس وزن بیشتر یا کمتر بدین؟میشه در مورد درسهای مختلف بگید؟

به جز ریاضی مهندسی و مدار یک که هیچی بلد نبودم تو بقیه درسا متوسط بودم. ریاضی مهندسی اولین درسم بود که شروع کردم.خیلی وقتم رو گرفت. حدود ۲ هفته .خوب فهمیدمش اما نتونستم فصل آخرشو تمام کنم.مشکل از کتاب هم بود.درسایی که بلد نبودم و درسهای ریاضی حدوداً ۲ برابر وقت می گرفت.


مانشت:۱۴ -خب شما زمان مشخصی داشتید و پایان زمان مطالعه روز قبل از کنکور هست . پس طبیعی است که منابع مطالعاتی هم نمیتونن اضافه بشن. آیا شما هنگام برنامه ریزی میدونستید برای هر درس کدام منابع یا جزوات را باید(یا میخواهید ) بخونید یا نه؟ یعنی منظورم اینه که برنامه ریزی زمانی کردید یا برنامه ریزی براساس منابع . مثالی بزنم . مثلا" شما روی سیستم عامل هفته ای پانزده ساعت وقت گذاشته بودید و با یک منبع مثلا" کتاب پارسه شروع کردین و بخودتون گفته بودید اگر فرصت شد مثلا" کتاب پوران را هم میخونم اگر نرسیدم هم هیچ. یا اینکه برنامه ریزیتون بر اساس خوندن منابع بود یعنی مثلا" گفته بودین من باید سه تا کتاب مشخص را برای سیستم عامل حتما" بخونم و بر این اساس برنامه ریزی کردین؟

برنامه ریزی من زمانی – دوره ای با کتاب های مشخص و از قبل تعیین شده بود که در سوال ۲۰ کامل توضیح دادم


مانشت:۱۵-میشه منابع مطالعاتی که واسه هر درس خوندید را بگید.آیا از ویس و فیلم هم استفاده کردین.

فقط کتاب یا جزوه.
منابع خوبم این ها بودند
پوران : گسسته ، محاسبات ، معماری ، منطقی، ساختمان داده ، سیستم عامل ، الگوریتم 
پارسه: آمار ، ریاضی مهندسی ، محاسبات ، منطقی ، سیستم عامل+ طرح ۹۰ % خیلی عالی بودند
رفرنس ها : نظریه = لینز
بقیه کتاب ها هم بودند که خوندم ولی تاثیرشون مثل این ها نبود.


مانشت:۱۶-بنظرتون تو رشته و گرایش شما کدام درسها را باید از روی کتب مرجع خوند.

نظریه


مانشت:۱۷-آیا شما در طول تحصیل کارشناسی از کتب مرجع هم استفاده میکردین یا بقول بعضی دوستان جزوه محور بودین؟

من هیچ وقت کلاس زبان نرفته بودم.خیلی واسه خوندن رفرنس مشکل داشتم. اما خدا رو شکر وضعیت بهتر شد و شب امتحان رفرنس یا اسلاید می خوندم.جزوه محوری نمره رو زیاد می کنه ولی سواد رو نه.


مانشت:۱۸-زبان یه درس تقریبا" جداست. آیا شما زبان را واسه کنکور خوندین یا پایه قبلی داشتید یا اصلا" سر کنکور هر چی شد جواب دادین یا کلا" جواب ندادین؟ سطح زبان شما ضعیفه ، متوسطه یا خوبع یا عالی؟

فکر کنم جوابش رو در جواب سوال قبلی دادم. الان زبانم واسه خوندن خوبه. من سر جلسه خیلی وقت اضاف داشتم ۳۰ دقیقه زبان زدم که شد هیچی.


مانشت:۱۹-در مورد ریاضی چی؟ بنظرتون میشه بالا زد؟ایا همه درسهای ریاضی را باید داوطلبین بخونند یا میشه یکی یا دوتاش را حذف کرد؟

به نظرم خوبم میشه بالا زد. درس حذف کردن اشتباهه. اما تست حذف کردن کار خوبیه .در هر درس بعضی تست ها مثل آب خوردن هستند.مثلا در ریاضی مهندسی یا همون محاسبات. محاسبات تست هاش ۲ نوع بود یا آسون آسون و یا جوری طولانی و بد طراحی شده بود که اگه راه رو بلد باشی باید زود بفهمی این تست ارزش حل کردن نداره اما کنکور ۹۱ سوالات ریاضی استاندارد تر بود. اگه همینجور بمونه درس حذف کردن ضرر بزرگیه.


مانشت:۲۰-اگه میشه در مورد برنامه ریزی کلی تون توضیح بدین و همچنین اگه برای روشن شدن لازمه برنامه ریزی خاص برای یک درس بخصوص که در گرایش شما بیشتر داوطلبین باهاش مشکل دارن بپردازید..

خوب به هر حال به سوالی رسیدیم که شاید مهمترین سوال این مصاحبه باشد.در این سوال من روش خودم را کامل توضیح می دهم.این روش مختص خودم بوده و 
من از ۱۱ مهر ۹۰ درس خوندن شروع کردم.با اینکه اون روز دقیقاً ۱۹۱ دقیقه درس خوندم. اسم اون روز رو روزه آغاز پیروزی نامیدم.هر چند نمره هام تو دانشگاه کم بود اما یکی از علت هاش این بود که جزوه استاد و نمونه سوالات ترم های قبل رو نداشتم. من کتاب می خوندم و پایه خوبی داشتم اما اگر شما پایه خوبی ندارید سعی کنید از حداقل یه ماه قبل شروع کنید و تا جایی که ممکنه پایه تونو قوی کنید تا حداقل دستتون بیاد درسها چی هستن. در مسیر کنکور ارشد به جز نظریه اصلا از کتاب های رفرنس استفاده نکردم. شروع کنکور واسه من از یک نمایشگاه کتاب در شیراز شد.جایی که من کتاب هامو خریدم.و روش خودمو شروع کردم.من مخالف این هستم که آدم یه کتاب رو ۲۵% بخونه و بگذارتش کنار تا هفته دیگه بیاد ادامشو بده.۲ ساعت وقت گذاشتی ادامه بدی اما ۱ ساعت وقتت صرف این میشه تا قبلی ها که پیش زمینه این باشه رو یاد آوری کنی.و این روند واسه ۱۳ تا درس تکرار میشه و باعث کوبیدگی دانشجو یا دانش آموز می شه. روشی که من می خواستم دنبال کنم مانور دادن روی یک کتاب بود. اما خوندن تنها یک کتاب هم در یک مرحله هم واکنش سختی نسبت به مورد قبل هست. در نتیجه من بهتون پیشنهاد می کنم دو یا سه تا کتاب رو انتخاب کنید و سعی کنید کتاب ها رو تمام کنید. تا یه کتاب تمام نشده اصلا سراغ یه کتاب دیگه نباید رفت.هر کتاب که تمام شد یه کتاب دیگه اضافه میشه. کتاب جدید باید از نظر محتوایی شبیه همون که تمام شده باشه. واسه شروع باید هوشمندانه انتخاب کرد. مثلا یک کتاب ریاضی و یک کتاب از درس های مشترک انتخاب کنید. مبادا ۲ تا کتاب ریاضی رو با هم شروع کنید.از قبل برنامه ریزی کنید. این پرنده ای که ما می خواهیم سوار بشیم دو بال داره. برنامه ریزی و انگیزه.حداقل روزی نیم ساعت رو واسه این دو بگذارید.و زمانی رو که می گذارید جز ساعات مفید درسی محاسبه کنید.واسه برنامه ریزی و انگیزه من کار هایی رو که انجام دادم رو میگم شما هم می تونید شبیه سازی کنید. دیوار اتاقم از کاغذ پر بود. کاغذ هایی که متنشون ثابت بود رو هفته ای یه بار تعویض می کردم که برام عادی نباشن.یه کاغذ بزرگ داشتم که در یک ستون لیست همه درسام رو داخلش نوشته بودم. و در ستون های بعدی: خوندن کامل کتاب ، مرحله دوم خوندن و تست ، خوندن نقاط ضعف ، مرحله سوم خوندن و تست ، تست ، خوندن خلاصه نویسی ها و ... نوشته شده بود. من فاصله زمانی به کنکور رو به مرحله هایی تقسیم کردم و اسم هر کدوم رو " مز " گذاشتم. مز اول ۶۴ روزه بود. هدفم تو این دوره خوندن کامل همه کتاب هام بود.هر بخش از کتاب هایی که می خوندم تست هاشو یک پنجم می زدم که به تست عادت کنم و بدونم چیا در تست مهمه. مثلا تست های ۱ ،۶ ، ۱۱، ۱۶ و .... رو می زدم . مز اول واسه من ۵۴ روزه تمام شد و حدود ۱۰ روز زمان صرفه جویی داشتم و نصفشو واسه مبحث هایی صرف کردم که درست نمی فهمیدمشون و زود ازشون گذشته بودم. توی کتاب هام با خودکار همه چیز می نوشتم و واسه خودم توضیح می دادم. هر کسی زبون خودش رو بهتر می فهمه.این خیلی مهمه. اگه این کارو نکنی داخل کتابت واسه دوره بعدی انگار کتاب جدید داری می خونی.تو مز اول باید مباحث مهم رو از بقیه مباحث جدا کنی. خیلی باید روی روحیه کار کنی. در هر مز هر درس رو که شروع می کنی ، اسم درس با ۱۰ تا مربع می چسبه به دیوار. من صفحه ای کار می کردم.از تو فهرست کتاب حساب می کردم مثلا باید ۱۷۰ صفحه بخونم. هر ۱۷ صفحه که می خوندم ،یک مربع رو با لذت زیاد سیاه می کردم. و اگه همش سیاه می شد توی جدول اصلی اون درس مربع اون مز رو سیاه می کردم. این سیاه کردن خیلی انگیزه می ده .دیدن سیاهی ها بهتون امید میده و ... . خوب دوستانیه سوال هم پیش میاد. اونم اینکه مثلا اگه الان ریاضی مهندسی خوندیم و گذاشتیمش کنار تا یک ماه یادمون نمیره؟ خوب معلومه که آره. شاید خیلی چیزاش یادتون بره اما چند تا خوبی خیلی بزرگ داره. ۱ – می دونی که کتاب رو خوندی و تمامش کردی و مربعشم سیاه شده و تو ذهنت می مونه که آره من خوندمش. ۲ – فرض کن شدی کلاس دوم ابتدایی نوشتن "بابا نان داد" برات آب خوردن میشه. اینجا هم همینجوره اما قویتره مثل اینه که سطحتو از راهنمایی بیاره دبیرستان. ۳- ما هنوز خیلی با درسا کار داریم. در مز های بعدی فاصله های زمانی خوندن یک کتاب کمتر میشه.
خوب بعد از پایان مز اول به دوره ۳۲ روزه مز دوم وارد میشیم. این دوره بستگی به خودتون ممکنه بیشتر هم طول بکشه اما زمان اضافی که احتیاج داره باید از مز اول تامین بشه نه مز های بعدی.در مز دوم ما روی تست مانور می دیم. مهمترین کار خوندن خلاصه نویسی ها و یا قسمت هایی هست که زیرش خط کشیدیم و زدن تست هست. این بار تست هایی رو که از مرحله قبل اشتباه زده بودیم به علاوه اونایی که شک داشتیم و همچنین تست های جدیدی که انتخاب می کنیم رو میزنیم. بعد از زدن تست های هر بخش اونها رو تصحیح می کنیم و مشکلاتمونو بر طرف می کنیم. تعداد تست ها در این مرحله دست خودتونه . اما از زدن تست های قدیمی دوری کنید. من خودم زیر سال ۸۰ رو بیخیال میشدم، به خاطر همینم راحت بودم و سر وقت تمام شد.خوب بریم سر بحث انگیزه که یه زنگ تفریح هم واسه الان باشه.حتما همراه و رقیب داشته باشید. پسر شیراز پایه نداشتم واسه درس. پسر خاله ام تهران بود. با هم رقیب شدیم و واسه هم کل می انداختیم. یه مسابقه داشتیم. هر هفته هر کسی بیشتر درس می خوند برنده میشد و باید به اندازه تفاضل ساعت هاش هزار تومانی از نفر بازنده می گرفت. ما ۲ تامون خیلی با هم صادق بودیم و هر شب ساعت های درسی مونو به هم پیامک می دادیم.خیلی تاثیر داشت رو خوندمون. حس برنده شدن و انگیزه بیشتر و حس باخت و در صدد جبران چیزایی که از دست داده. شما هم چند نفره این کارو انجام بدید. خیلی بهتر از ۲ نفره هست.آخر کاری ها پسر خاله ام زرنگ شده بود ۷ ساعت ، ۸ ساعت درس می خوند، منم از میانگین ۴/۳۰ رسیدم ۵/۳۰ . اسم جمعه ها رو گذاشته بودیم " جی جی جی " منظورمون این بود که جمعه،جبران،جایزه. اگه چیزی از برنامه عقب بود جبران می کردیم و گرنه همه جمعه جایزه خودمون بود می رفتیم تفریح.
خوب از اینجا کار مهم شروع میشه.از اینجاست که تقریبا یک ماه تا کنکور باقی مونده و رتبه شما رو از ۵۰۰ به زیر ۵۰ میاره. مز سوم. یه دوره ۱۶ روزه. در این مز باید واسه هر درس تقریبا یه روز وقت گذاشت و همه مطالبش رو که می دونیم مهمه بخونیم و خلاصه نویسی کنیم.و هر درس رو تقریبا در ۱۰ تا ۲۰ صفحه خلاصه می کنیم.
مز چهارم. یه دوره ۸ روزه. دوره "تست ، تست ، تست " هر روز صبح یک آزمون کنکور از سال های قبل و عصر ها خوندن مباحثی که در تست ها مشکل داشتیم به علاوه خلاصه نویسی کردن. یادتون باشه دیگه وقتتون رو نباید صرف چیزای جدید کنید.
مز پنجم. یه دوره ۴ روزه. روزی ۳ تا خلاصه درسایی که نوشتم رو خوندم.
مز ششم. دوره ۲ روزه. همه خلاصه ها رو بازم خوندم.
مز هفتم و آخر . باور کنید نگاه کردن به صفحه خلاصه ها در ۵ ثانیه باعث میشه کل صفحه تو ذهنتون بیاد. روزه قبل از کنکوره. به خودتون سخت نگیرید.من با آرامش همه خلاصه هامو خوندم و فرمول های ریاضی مهندسی ، محاسبات و این چیزا که خیلی فرار بود رو تو ذهن کوتاه مدتم جا دادم. 
یادتون باشه که زمان بندی و پیش بینی زمان خیلی مهمه. اما هیچ برنامه ثابتی در دنیا وجود نداره که به شما بگه این درس یا اون درس دقیقا چه زمانی تمام میشه.اندازه مز ها رو میشه تا حدی تغییر داد.اما یه جور برنامه بریزید که حداقل زمان کم نیارید.مز های آخر خیلی مهم هستند.
خوب این از این روش.به درد همه می خوره.مخصوصاً اونای که پشت کنکور هستن یا کتاب هاشون تمام شده و اونایی که خودشون رو کمتر وابسته به مراحل اولیه کنکور آزمایشی می کنن.


مانشت:۲۱-آیا شما تنها مطالعه میکردین یا با دوست یا دوستانی؟ در خانه یا کتابخانه.بنظرتون کدامش بهتره.

اوایل تنها، اما روزهای ۲۰ روز آخر به شدت خسته شده بودم و با دوستم امین به کتاب خانه رفتیم


مانشت:۲۲-حالا بر اساس جواب سوالای قبلی ، سرعت مطالعه تون را چگونه اندازه میگرفتید؟ فیدبک شما یا معیار شما که احتمالا" کند نباشید چی بود؟ آیاحجم مطالب خوانده شده نسبت به حجم مطالب باقیمانده با توجه به زمان باقیمانده یا مقایسه با سایرین در کنکورای آزمایشی یا معیارهای دیگه؟ اگه میشه توضیح بدین.

مربع های سیاه روی دیوار، زمان بندی بر اساس دقیقه در دفترچه برنامه ریزی


مانشت:۲۳- اگه از برنامه تون عقب می افتادید چگونه جبران میکردین؟آ یا با تعداد ساعات بیشتر یا حذف بعضی منابع در یک درس (کم کردن منابع در یک درس)و یا در نهایت یه درس خاص را کنار گذاشتید بنفع بقیه؟

حذف کردن منابع آرامش بیشتری بهم می داد.


مانشت:۲۴-اگه در رشته ای که امتحان دادین گرایشهای مختلفی هست ،در برنامه ریزی تون از ابتدا روی گرایش خاصی تمرکزکردین یا در ادامه و کم کم به یک گرایش متمرکز شدین.مثلا" تخصصی ها را در ماههای آخر خوندین؟ یعنی مثلا" از نیمه برنامه مطالعاتی تمرکز کردین روی گرایش معماری یا نرم افزار؟

تخصصی ها زیاد مهم نبودند برام. با بقیش میشد به جایی رسید که الان حق انتخاب خوبی داشته باشم.


مانشت:۲۵-آیا سرعت شما در حین مدت برنامه ریزی کند و یا تند هم شد؟ چه زمانهایی کند شدید و چه چیزایی انگیزه مجدد برای سرعت گرفتن بهتون میداد.پیش اومد که خسته بشید یا احساس یاس و نومیدی داشته باشید.

خیلی وقتا خسته بودم. کلا نگاهم به آینده زیبا نبود. ۲۵ سال دارم ۲ سال سربازی میشم ۲۷ . اونوقت این ۲ سال ارشد رو کجا جا بدم؟ هیچ وقت مطمئن نبودم واقعاً ارشد رو می خوام. حتی اگه شریف باشه و بدون کنکور. اما راه دیگری هم نبود. وقتی مجبوری بری باید با قدرت بری.


مانشت:۲۶- از کلاس کنکور هم استفاده کردین؟ کدام درسها؟ بنظرتون رفتن به کلاس کنکور لازم بود یابعدا" باین نتیجه نرسیدین که اگه خودتون وقت رفتن و برگشتن و نشستن سر کلاس را صرف مطالعه میکردین بهتر بود؟

نه


مانشت:۲۷-آیا کنکور آزمایشی هم شرکت کردین؟ کدام موسسه؟همه را شرکت کردین یا بعضی هاش را؟ بنظرتون چقدر در تصحیح مسیر مطالعاتی یا پایبند کردنتون به روندزمانی مطالعه تاثیر داشت؟چقدر در موفقیت تون موثر بود؟

نه


مانشت:۲۸-تو برنامه شما جمع بندی هم بود و اگه بوداز کی وارد این دوران شدید ؟ منظورم اینه که از زمان مشخصی یا بعد از خوندن منابع معینی. یعنی مثلا" تو برنامه تون گفته بودین از اول بهمن هر چی خوندم دیگه کافیه و بعد از این تاریخ میرم سراغ جمع بندی. یا اینکه مثلا" طبق برنامه شما وقتی کتاب سیستم عامل استالینگز و پارسه را خوندید و مسلط شدین رفتید سراغ جمعبندی.یعنی جمعبندی برای همه درسها یک موقع شروع شد یا خیر. میشه توضیح بدین.

بالاتر توضیح دادم .


مانشت:۲۹-برگردیم به روز قبل از کنکور. بنظر شما به چقدر آمادگی مورد انتظار رسیده بودید. مثلا" یه ورزشکار قبل از یه مسابقه مهم خودش میگه من هشتاد درصد آمادگی را در خودم حس میکنم. شما چند درصد این آمادگی را حس میکردید؟ معیارتون چی بود برای این درصدآمادگی:کنکورای آزمایشی ، سوالات کنکور سال قبل یا تسلط به منابع؟

من به آمادگی فکر نمی کردم. احساس می کردم همه در صد هام باید نزدیک ۵۰ باشه.


مانشت:۳۰-آیا روز قبل کنکور این حس را داشتید که در یه درس مثلا" میتونید صد درصد جواب بدین و در یه درس باید به سی درصد قانع باشید یا اصلا" همچین فکرایی نکردین؟

نه ، همون ۵۰ الی ۶۰ درصد توی هر درس.


مانشت:۳۱-سر جلسه کنکور چی؟ شد نومید بشید و یه لحظه حس کنید نمیشه و به هم بریزید ؟

محل آزمون ۳۵ کیلومتر از خونه ما دور بود. رفتم خونه خانمم اینا و اونجا تا ساعت ۴ خوابم نمی برد.خودمو با شکلات تلخ سرپا نگه داشتم واسه کنکور. از نظر انرژی کم نیاوردم اما سوال های هوش رو که جواب می دادم .احساس می کردم صفحه مات . یه سوال فکر کنم معماری هم بود .خیلی جدول هاش کوچیک بود. این اصلا استاندارد نیست. چشمم رو جدول ها زوم نداشت. اما در کل خوب به جواب می رسیدم و راضی بودم


مانشت:۳۲-آیا ترتیب و زمانبندی جوابگویی به درسها را قبل کنکور تمرین کرده بودید؟ مثلا" درس خاصی را اول جواب بدین و بعد درس دیگری را . منظورم ترتیبی غیر از ترتیب موجود در دفترچه است.اگه اینطوری بوده میشه توضیح بدین.

زبان رو گذاشتم نیم ساعت آخر.


مانشت:۳۳-وقتی یه سوال را در کنکور میخوندین انتظار داشتید قبلا" مشابهش را دیده باشید یا نه به جنگ سوال میرفتید؟

نه انتظار مشابه رو نداشتم.


مانشت:۳۴-وقت هم کم آوردین یا هر چی بلد بودین را نوشتید و اگه وقت زیاد هم میشد برای شما چندان موثر نبود؟

راستش وقت خیلی زیاد بود. دوست داشتم کمتر از این ها باشه. اما آدم های با استعداد زیدی هم هستند که سرعت کمی دارند. باید به اون ها هم فرصت داد.


مانشت:۳۵-آیا جوابهاتون رااز جلسه بیرون آوردین که بعد کنکور مقایسه کنید؟ اگه اینکار را کردین چقدر درصدهاتون که با کلید اولیه سازمان سنجش محاسبه کردین باآنچه در کارنامه تون اومد تفاوت و یا مشابهت داشت؟آیا تخمین شما از رتبه تون با آنچه بعد از اعلام نتایج دیدین نزدیک بود.

جواب که بیرون نیاوردم.مانشت اولین جایی بود که سوال ها رو منتشر کرد. خیلی از سوال ها یادم نبود چی زدم.دوباره حلشون کردم و فرض کردم جواب باید اینها باشه. به ۳ تا سوال هم شخصا اعتراض گذاشتم. در کل فکر می کردم حدوده رتبه ۲۰ تا ۶۰ واسه هوش بشم


مانشت:۳۶-بنظرتون هر کدام از موارد زیر چند درصد در موفقیت شما نقش داشت؟

پایه تحصیلی (۱۰ %)، دانشگاه کارشناسی ( صفر %)، برنامه ریز برای کنکور (۶۰ %)، کلاس کنکور، کنکور آزمایشی،شرایط سر کنکور (۱۰%)، شرایط مطالعه و زندگی (مثل شرایط خانه و...)(۲۰%)،سایر عوامل (۰%)
رو هم میشه ۱۰۰ تا


مانشت:۳۷-حالا که تا اینجا اومدین ، میخواین چیکاره بشید؟ هدفهاتون برای آینده را اگه دوست دارید بگید.

واسه ۲ سالی که دانشگاه شریف هستم برنامه ام رو گذاشتم که تدریس کنم. من از دوم دبیرستان ریاضی، فیزیک ،شیمی تدریس می کردم.اما کنکور سراسری، خدا رو شکر داره برداشته میشه و منم باید درس های کامپیوتر رو تدریس کنم. تهران دوستان خوبی پیدا کردم .بعد از ارشد میرم سربازی.بعدش دوست دارم برنامه نویس بشم و برم به جایی که به فکرم اهمیت بدن.من از دیدن دختر لیسانسه که واسه ۱۵۰ هزارتومان صبح تا عصر فروشندگی می کنه، متاسف میشم. هر جای دنیا که ارزش آدم ها به فکرشون باشه اونجا خونه من میشه.


مانشت:۳۸-چقدر توکل بخدا و عبادت در طی این مسیر و رسیدن بهدف بهتون کمک کرده است.

همه ما وجودمون رو از خدا داریم و بزرگترین موجودی هست که همیشه همراهمون هست.شب ها که به ستاره ها نگاه می کنم. با او صحبت می کنم و ازش سپاسگذاری میکنم به خاطر سلامتی و زندگی که به من بخشیده و این هدیه ای بزرگ است که خداوند به من بخشیده. اما این هدیه تقریبا به همه ی ما داده شده و باید سپاسگذارش باشیم. اعتقاد من این است که من بالای سر دیگران نمی ایستم چون خدا می خواهد و زیر پای دیگران نمی ایستم چون خدا می خواهد و می دانم که خدا اینگونه نمی خواهد.اینگونه ظلم می شود. اینها مسائلی نیست که خداوند خود را در آنها دخیل کند.این قسمت از بزرگترین موهبت های خدا یعنی اختیار است.همه شما در هر راهی تلاش کنید پیروز هستید و اگر این راه در جهت خدمت به خلق خدا و عبادت خدا باشد، خدا به شما می بالد و افتخار می کند و مزدش را به شما خواهد داد.


مانشت:۳۹-کسی یا کسانی هستند که در موفقیت شما نقش شاخصی داشته باشه و یا شما موفقیت تون را مرهون او بدونید ؟

پدرم ، مادرم ، نوشین زرین کلاه( خواهرم )، نازنین عطایی (نامزدم) ، محمد مهدی زرین کلاه ( داداشم) ، امین رحیمی ( هم کلاسی و دوستم) علی اکبر پناهی (پسر خاله ام) .


مانشت:۴۰-آیا درسی هست که بنظرتون باید با روش دیگری میخوندید یا بیشتر میخوندید یا از منابع دیگری میخوندید ویا حذف نمیکردین و در اینصورت میشد نتیجه بهتری گرفت.

ریاضی مهندسی رو دوست داشتم خیلی پایه ای تر بخونم اما زمان لازم رو نداشتم با این حال تا حد امکان نتیجه خوبی گرفتم ازش.


مانشت:۴۱ چگونه و بر چه اساسی انتخاب رشته میکنید ؟ کدام دانشگاه را برای ادامه تحصیل در مقطع ارشد ترجیح میدید؟ (اگر مایلید دلیل آن را هم بنویسید)
احتمال میدید در کدام دانشگاه قبول شوید؟

راستش دوری از خانواده خیلی سخت است، اما زندگی محل جنگ است، اگه می خواهید موفق باشید تلاش کنید. من هم اول راه هستم و تلاش می کنم واسه یه آینده بهتر واسه خانواده ام و واسه اونایی که دوستشون دارم.من دنبال موفقیت می روم تا بهش برسم.در حال حاضر فکر می کنم دانشگاه شریف سکوی پرتاب من است امیدوارم اشتباه نکرده باشم.احتمالا هوش شریف قبول می شوم.اگه نشدم شیراز می مانم


مانشت:۴۲-توصیه خاصی برای داوطلبین زیادی که این مصاحبه را میخونن دارید.

دوستان من، زمان و خانواده بزرگترین سرمایه ای هست که همه شما دارید. قدر هر دو تاشو بدونید. 


مانشت:۴۳-بنظرت سوالی بود که باید میپرسیدم و نپرسیدم.؟جواب خودتون به این سوال چی هست؟

سوال که چیزی به ذهنم نمی رسه، از مانشت تشکر می کنم. و از اون دوستانی که بدون هیچ چشم داشتی واسه پیروزی ما تلاش می کنن. تشکر از عزیزانی که وقتی شنیدن من رتبه یک رقمی آوردم از خوشحالی اشک ریختند. از همه سپاس گذارم. امیدوارم تجربه های من راهی باز کنه واسه همه ما ها . مخصوصاً اونایی که محیط بهشون تلقین کرده که تو این هستی و در این قالب باید باشی. من قالب رو شکستم و منتظر همه شما می مونم.
نه فقط واسه کنکور، واسه هر افتخار دیگه. من به داشتن شما ها افتخار می کنم و در خدمت همه شما ها هستم.


مانشت:۴۴-و آخرین سوال :نظرتون در مورد مانشت ، انتظاراتتون از مانشت ؟

مانشت به خیلی از ما کمک کرده و می کنه.اونایی رو که بهمون کمک می کنن فراموش نکنید.


ما هم برای این دوست عزیز آرزوی موفقیت در تمام مراحل تحصیلی و زندگی را داریم و از اینکه وقت گذاشتن و باینهمه سوالات ما با دقت جواب دادند سپاسگزاریم و امیدواریم این مصاحبه برای شما خواننده عزیز مفید بوده باشد.
+ نوشته شده در یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 10:17 ق.ظ توسط دختر کوچولو | 2 نظر